مرگ را باید تمرین کرد
مرگ نباید برای ما ناگهانی باشد
و بدون پیش بینی و احتمال
پیش بیاید
تمرین مرگ به این معناست که
باید گاهی بهترین چیزها را از دست داد
آگاهانه
هوشیار
و حواس جمع
وقتی به لباسی
یا کفشی
یا موقعیتی
یا یکی از اعضای خانواده
یا هر محبوب و دارایی دیگر می چسبیم
به این معنا که هویت خود را با آن می سنجیم
و میگویم اگر او یا آن نباشد من هم نخواهم بود
آرام آرام
به خود تلقین می کنیم که باید از مرگ ترسید
مرگ
اگر تمرین شده باشد
تکراری است
و تکراری ها ترس ندارند

بیان دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته